به مناسب درگذشت دانشمند بزرگ نجوم ابوریحان بیرونی خلاصه ای از زندگینامه این دانشمند ایران زمین را برای شما آماده کرده ایم
ابوریحان، محمد بن احمد خوارزمی، از برجستهترین محققان مسلمان و از بزرگترین دانشمندان ایران عهد اسلامی است. او به سال ۳۶۲ هجری قمری در بیرون شهرستان کاث در ایالت خوارزم به دنیا آمد و به همین سبب، خانواده او را «بیرونی» نام نهادند.
ابوریحان، در خانوادهای مسلمان و خوارزمیتبار پرورش یافت که به قول خودش: «شاخهای از درخت تناور ایرانیاند». از همان دوره کودکی، خصلت جستوجوگری و استعداد و تحقیق علمی در وی نمایان گردید. ابوریحان هوش و حافظهای قوی داشت و هر چه را میآموخت، میتوانست از بَر کُند و بارها و بارها تکرار نماید.
ابوریحان بیرونی، در مدت هفت سالی که به مکتبخانه میرفت، صرف و نحو عربی و قواعد خواندن و نوشتن فارسی را فراگرفت و افزون بر آن، استاد او شیخ مصطفی اورگنجی برای او و سِه تن از نوآموزان، درسهایی ستارهشناسی، حکمت و ریاضی میگفت. سپس ابونصر منصور بن علی عراقی از خاندان شاه خوارزم که خود از ریاضی دانان و ستارهشناسان بزرگ آن زمان بود، تعلیم و تربیت بیرونی را برعهده گرفت. استاد دیگر ابوریحان، عبدالصمدبن حکیم بود که حکمت و علوم عقلی را به او میآموخت.
ابوریحان بیرونی، در نوجوانی و جوانی علوم زیادی را فرا گرفت. او در علومی چون: فقه، کلام، صرف و نحو، جغرافیا، ریاضیات، نجوم، کانیشناسی، پزشکی و دینشناسی به تحصیل پرداخت و به سرآمد زمان خود در این علوم تبدیل شد.
او با دانشمندانی چون: ابنسینا، خواجه نصیرالدین طوسی، ابن هیثم و ابوعُبید جوزانی هم عصر بود.
مطالبی هم در مورد مکاتبات و ملاقاتهای وی با ابن سینا وجود دارد که به صورت مبادله معلومات بوده، تا جایی که در بعضی کتابها، با عنوان «مجادلات بین ابوریحان و ابن سینا» از آن یاد شده است.
ابوریحان بیرونی، تا ۲۵ سالگی در زادگاه خود میزیست تا اینکه در سال ۳۸۷ق وطن را به قصد بخارا ترک کرد و در آنجا از حمایت معنوی منصور سامانی برخوردار شد. در سال ۳۸۸ ق اثر مهّم خود الآثار الباقیه عن القرون الخالیه را که در مورد تاریخ است، به رشته تحریر درآورد. او هفت سال به عنوان رایزن و ستارهشناس در خدمت خوارزمشاه ابوالعباس مأمون بن مأمون بود. در این زمان، سلطان محمود غزنوی، دربار مأمون راتحت فشار قرار داد تا دانشمندان گردآمده در آن دربار را، به غزنه بفرستد تا دربار خود را به حضور آنها بیاراید. از دانشمندان دربار مأمون، ابن سینا و ابوسهل عیسی، شبانه به سوی اصفهان گریختند، ولی بیرونی و ابوالخیر خمّار، دستگیر شده، به اجبار به غزنه فرستاده شدند. بیرونی، سی سالِ باقی مانده عمر خود را، در دربار پادشاهان غزنوی گذرانید. (۱)
ابتکارات و نوآوریهای ابوریحان بیرونی
آنچه از کتابها و نوشتههای ابوریحان و نقل تاریخنویسان برمیآید، گویای این است که او جزء سرآمدهای روزگار خود و از شخصیتهای چند بُعدی در علم بوده است. این موضوع را از تعداد زیاد کتابها و عمق نوشتههایش میتوان فهمید. او مباحث متعددی را مطرح و نظریات جدیدی را ابداع کرد که کسی قبل از او آنها را بیان نکرده بود. او در علوم متعدّد، نظریههای جدیدی را پایهگذاری کرد که چند نمونه از آنها را ذکر میکنیم:
نجوم: نظریه حرکت وضعی زمین، تعیین سمت قبله در شهرهای گوناگون؛
جغرافیا: محاسبات طول و عرض جغرافیایی شهرها، ترسیم نقشه؛
اظهار نظر در مورد زمان پیدایش عالَم، چگونگی پدید آمدن لایه سطحی زمین و تبدیل دریاها به خشکی.
شیمی و کانیشناسی: تعیین وزن مخصوص عناصر در شیمی، به خصوص تعیین وزن مخصوص هیجده سنگ و فلز گرانبها برای اوّلین بار.
پزشکی و داروشناسی: ترجمه اصطلاحات دارویی و نامگذاری داروها به زبان عربی و فارسی برای اولین بار از زبان یونانی. (۲)
کتب ابوریحان بیرونی
از ابوریحان بیرونی، کتابها، رسالات و مجموعه مقالات گوناگونی به جا مانده است. برخی از تاریخ نگاران، تعداد آنها را بالغ بر ۱۸۰ عنوان ذکر کردهاند که ۱۱۵ عدد از آنها در نجوم، ریاضیات، هندسه و علوم مربوط به این موضوعات بوده است. برخی از آثار او عبارتند از:
التفهیم در هندسه، اَفراد المَقال فِی اَمرِ الضَّلال در تمایز میان مباحث ریاضی و فلسفه، رسالة فی معرفة سَمْتِ القبله (تشخیص قبله)، الجماهر فی معرفة الجواهر در کانیشناسی و تحدید نهایات الاماکن در جغرافیا. (۳)
تجربه ای از ابوریحان بیرونی درمورد شایعات بی اساس مردم
یکی از ویژگیهای بارز ابوریحان، کنجکاوی و علاقه به تجربه شخصی مسایل بوده است. در زمان نوجوانیِ ابوریحان، شایع بود که الماس، سنگی سمّی است و هر کس آن را در دست بگیرد، بیدرنگ میمیرد. بنابراین، مردم آن سامان، از الماس دوری میکردند و به آن دست نمیزدند. یک روز ابوریحان، قطعه الماسی را پیدا کرد. مادرش با دیدن آن الماس، شروع به شیون و زاری کرده، او را مجبور کرد تا الماس را به دور اندازد، ولی ابوریحان آن الماس را مخفی نمود. پس از چند سال، این دانشمند بزرگ، آن الماس را خرد کرد و به تکّه گوشتی مالید و در انظار عمومی، آن را به حیوانی خورانْد. همه مردم گمان میکردند که آن حیوان خواهد مرد، ولی چندی گذشت و آن حیوان سالم بود. بدین ترتیب، ابوریحان باآزمایش خود، به یک شایعه بیاساس پایان داد. (۴)
وفات ابوریحان بیرونی
ابوریحان بیرونی، پس از سالها تلاش و کوشش در راه علم و فضیلت، در روز جمعه ۲ رجب سال ۴۴۰ ق در سن ۷۸ سالگی بدرود حیات گفت. گفته میشود او در اواخر عمر، هم نابینا و هم ناشنوا شده بود، مقبره ابوریحان بیرونی در شهر غزنی در افغانستان میباشد.
ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
---|---|---|---|---|---|---|
« اسفند | ||||||
۱ | ||||||
۲ | ۳ | ۴ | ۵ | ۶ | ۷ | ۸ |
۹ | ۱۰ | ۱۱ | ۱۲ | ۱۳ | ۱۴ | ۱۵ |
۱۶ | ۱۷ | ۱۸ | ۱۹ | ۲۰ | ۲۱ | ۲۲ |
۲۳ | ۲۴ | ۲۵ | ۲۶ | ۲۷ | ۲۸ | ۲۹ |
۳۰ | ۳۱ |